شطحیّات رمضانیّه
یک چیز در تمام این7-8 روز از این ماه در ذهنام چرخ میزند خصوصا سحرها که مینشینم لابلای خوردن سحری به سخنرانیهای سیمای خراسان یا کانالهای مختلف سراسری گوش میدهم. این نکته به لحاظ طبقهبندی به شاخهی مهم «روانشناسی دین» (psychology of religion) تعلق دارد و آن اینکه: به خدایی که از این سیمای رسمی و نیز دین رسمی تبلیغ میشود، بسیار دقت کردهام و صفت آنچنان خدایی به نحو خلاصه به این قرار است:
خدایی است که باید مدام به آن استغاثه کرد و اگر عبادت ثقلین و پاکی یوسف را هم داشته باشی، باز باید از او هراسناک باشی. باید به درگاهاش استغاثه کنی بلکه تو را ببخشد. او گر چه مهربان است اما غضبناک هم هست و تو نمیدانی کدام وصف او در بارهی تو بروز خواهد کرد پس همیشه باید در حالت خوف و رجاء باشی و دائم الاستغاثه. خدا با این حالت، عملا، فعال ما یشاء است و به خدای اشاعره نزدیک است یعنی حتی خوبان هم از عذاب او در امان نیستند و اگر بخواهد میتواند آنها را با غضب خود عذاب کند پس همه، در حالتی از «ابهام وضعیت دائمی» به سر میبرند و چارهی راه، استغاثه و زاری به درگاه اوست زیرا که به درگاه او همه هر چه قدر هم که خوب باشند، مقصر و بد اند و به خودی خود شایستهی رهایی از عذاب نیستند و تنها این تفضل و عنایت اوست که افراد را شایستهی جود و کرم میکند و خلاصه «بهشت را به بهانه دهند به بها ندهند».
پرسشی که در این چند روزه سخت در ذهنام چرخ میزند و فضای (همیشه غیر) آرام آنرا (باز) به هم میزند، این است که باور به چنین خدایی با چنان صفاتی و چنان ربط و نسبتی که با آدمی دارد و پرستیدن آن، آیا به سلامت روانی آدمی کمکی میکند؟ از این بالاتر، آیا باور به چنین خدایی با چنان صفاتی و چنان ربط و نسبتی که با آدمی دارد و پرستیدن آن، از نظر روانشناختی به حال آدمی مضر است یا مفید است یا نه مضر است و نه مفید؟ این سوال دیگر فلسفی نیست، یعنی اصلا به این کار نداریم که آیا دلیل موجهی برای باور به چنین خدایی وجود دارد/میتوان اقامه کرد؟ حتی دینشناختی هم نیست، یعنی اصلا سوال این نیست که آیا چنین خدایی از متون دینی و مذهبی اسلامی یا هر دین سامی دیگری، به نحو موجهی قابل استخراج است یا نه (عجالتا که فهم غالب از خدای اسلام چنین خدایی است گر چه راه برای استخراج تصویر متفاوتی از خدا از درون متون دینی و مذهبی اسلام بسته نیست و دست کم پارهای از صوفیان و عرفا چنان تصویر متفاوتی ارائه کردهاند گر چه آنها کمتر دغدغهی مطابقت تصویر خدایشان با قرآن و سنت نبوی را داشتهاند).
بر خلاف گذشته مدتی است که معتقد گشتهام، جدیترین اشکالات به دین، نه اشکالات فلسفی (همچون برهان شر) که اشکالات تاریخی و روانشناختی است. اشکالات تاریخیای که تمام یا اکثر باورهای دینی را شکلگرفته و تکامل یافته در پهنهی تاریخ آن دین میداند (بر این اساس مثلا تصویر رایج از توحید نه برخاسته از قرآن یا سنت نبوی که شکلگرفته در تطور تاریخی دراز مدت است و یا احادیث نبوی در قرون دوم و سوم شکل گرفتهاند و نه اینکه صادر از نبی باشند و هکذا) و نیز اشکالات روانشناختیای که انحای باور به خدا را به لحاظ سلامت روانی به حال آدمی مضر میدانند. بر این اساس مدتی است که در کنار مطالعات فلسفی و الهیاتی، به مطالعات تاریخی (خصوصا آثار مستشرقان) و روانشناختی (روانشناسی دین) روی آوردهام.
خلاصه این هم گوشهای از حظیات رمضانیهی ما، که به واقع شطحیات رمضانیه است.... (ان کان حظ امرء لیس الا بمثل کذا
فالخسران یحلّ علیه باعلی المرتبة)....

نظرها
با سلام
روانشناسان بر اساس نظام ارزشي خود در اين مورد قضاوت ميكنند نه بر اساس يافته ها و شواهد باليني ( اين را بعنوان كسي كه با بيشتر مكاتب روانشناسي آشناست مي گويم، حتي روانشناسان متعلق به يك مكتب روانشناختي نيز احكام متفاوت در اين مورد صادر ميكنند) البته يافته ها و شواهد باليني نيز نمي توانند چيزي را اثبات كنند چون تصوري كه هر كس از خدا دارد با تصور شخص ديگر متفاوت است. بهر حال اين سوالي نيست كه روانشناسي بتواند به آن پاسخ بدهد چه از نظر روش تحقيق و چه از ديد بي طرفي محقق.
Posted by: حق پرست | September 24, 2007 2:25 PM
معنی شطحیات را که میدانید انشاالله؟
Posted by: سوشیانت | September 24, 2007 9:20 PM
اوووووووه ... یک روزه گرفتن ناقابل و این همه صغرا کبرا ؟راحت باش حباب. این که دینداری نیست.
Posted by: تو گویی... | September 25, 2007 2:31 AM
البته قبول ندارم اشکالات تاریخی جدی ترین اشکال است اما جزء اشکالات جدی است
Posted by: محمد طاهری | September 25, 2007 5:16 PM
سخن جناب حق پرست قابل تامل است.
Posted by: علی | September 26, 2007 2:32 AM
ناظر به نکته جناب حق پرست مینویسم: سخن من این بود که نحوه ای تصور از خدا دارای پیامدهای روانشناختی است که میتوان آن پیامدها را از این نظر که برای سلامتی روان شناختی آدمی مفید است یا مضر بررسی روان شناختی کرد. بر این اساس موضوع از این حیث میتواند موضوع تحقیق روانشناختی باشد.
Posted by: یاسر میردامادی | September 26, 2007 4:57 PM
شدیدا با شما احساس همدردی میکنم.
بین این دو خدافاصله بسیار است>مخلوق نفس-خالق نفوس
Posted by: علی | September 27, 2007 4:54 PM
به نام خدا
شطحيات سيد ياسر مير دامادي را در ماه مبارك رمضان خواندم
با سلام
من متوجه نشدم كه شما منتظر چه چيز از اين ماه مبارك بوديد وشوق شما برايوشوق شما براي چه چيز اين ماه بوده وچه حظي مي خواستيد از اين ماه ببريد كه تا كنون
نبرده ايد. نمي دانم.....
اول اينكه جناب ميردامادي هنگام خوردن غذا خوب نيست كه حواس خود را متمركز كار ديگري بنمائيد تا چنين شطحياتي به ذهن مبارك خطور كند.
وبعد اينكه تا آنجا كه من مي دانم شما اهل ديدن برنامه هاي تلويزيوني جمهوري اسلامي ايران نبوده ايد
(تعجب كردم كه به صدا وسيماي اين مملكت منت گذاشته وبرنامه هاي آن را مورد سمع ونظر قرار داديد .خدارا شكر)
پس فكر نمي كنم با چند وعده نگاه كردن بعضي از برنامه هاي تلويزيوني شما بتوانيد اينگونه بنويسيد كه
به خدایی که از این سیمای رسمی و نیز دین رسمی تبلیغ میشود، بسیار دقت کردهام))))
وبعد اينكه به شما توصيه مي كنم مواقع ديگر هم نگاهي به اين شبكه ها بيندازيد شايد خدائي متفاوت را بيابيد البته شايد
وممكن است ديگر آن خدا براي كسي مشكل ايجاد نكند.
از اين به بعددر كنار مطالعات فلسفي والاهياتي خود بجاي اينكه آثار مستشرقان را مطالعه كنيد كمي به متون اسلامي وديني توجه كنيد من بعضي از سخنراني ها وبعضي از اين كلاس هاي شما را كه ضبط شده گوش داده ام شما هميشه به دنبال روايت هاي شاذ ونادر كه معلوم نيست صحيح هستند يا نه را مطرح كرده واز آنها نتايج ......
مي گيريد.وبعد هم شما به عنوان يك روحاني كه پر مطالعه هستيد چه خدائي را به اين مردم معرفي كرده ايد؟
شما كه اين گونه ايد چه انتظاري از صدا وسيما مي رود؟
وسلام.
sayeesabz
Posted by: sayeesabz | September 27, 2007 6:00 PM
بسط و قبضت را در نهان خود نگه دار، آن را بي هوا هوار مكش، بلكه در آن تامل كن، و در تقلب احوال از مقلب القلوب مدد بخواه. كسي كه دغدغه دارد آن را جار نمي زند، و دستمايه نوشتن يك پست وبلاگ نمي سازد، بلكه با آن مي زيد، باشد كه گشايشي دست دهد
بي مهابا قضاوت مي كني و حكم مي راني! و البته از ژورناليسم انتظار ديگري نمي رود. حالات نفساني متغير و احساسات روز به روز خود را ملاك قضاوت قرار مي دهي، كه اين پست ترين گونه سوبژكتيويسم است
پيش از رمضان، با آهنگي و نوايي دلت هواي رمضان مي كند، و حكم مي راني كه« رمضان و حج به نزديك من از منسك نماز مهم ترند» (!!). چه منيتي در اين سخن موج مي زند! بدتر اين كه از شريعتي شاهد مي آوري كه پيشنهاد كرده بود حج جزو اصول دين باشد؛ كه اين خود از مضحكات آراي شريعتي است
پس از حلول رمضان، شوقي در خود نمي يابي. چه مثل جالبي است كه فلاني با يك قاشق ماست سردي اش مي كند، و با يك دانه خرما گرمي. عزيز من! براي كسب حظ و شوق، صبر و مجاهدت لازم است. ايمان و تجربه هاي ايماني گوهري است كه تحصيل و حفظ آن بي تلاش ميسر نيست
موفق باشي.
Posted by: somebody | October 13, 2007 12:53 AM